پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

42

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

بوده است و آنچه خواهد بود » ( همچنين نگاه كنيد به آيهء 92 سورهء مؤمنون : عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ ) . و امّا آنچه « خواهد بود » و براى انسان اهمّيّت دارد مربوط به سرنوشت او در اين جهان و آن جهان است . بنابراين ، محتواى « غيب » را ، در اين معنى آن ، دو عنصر اصلى تشكيل‌مىدهد : ايمان يا كفر انسانها از يك‌سو ، و قيامت يا « ساعت » به اصطلاح قرآن ، از سوى ديگر . تنها خدا مىداند كه چه كسانى را در راه راست هدايت خواهد كرد و چه كسانى را گمراه خواهد كرد . در آيهء وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ ( آل عمران ، 179 ) مقاتل مىگويد : « كافران گفتند : اگر محمّد برحق است به ما بگويد چه كسانى از ما ايمان خواهند آورد و چه كسانى كافر خواهند ماند . خدا آيهء وَ ما كانَ اللَّهُ . . . را فرستاد ، زيرا اين تنها به پيغمبران وحى خواهدشد ، و اگر وحى نشود ، آنها هم نمىدانند كه قلم صنع چه خواهد نوشت : به اين ترتيب ، نوح كه مىگويد : ( هود ، 31 ) وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ : « من به شما نمىگويم كه خزاين خدا نزد من است ( يعنى كليدهاى اين معرفت كه آيا خدا فرومايه‌تران شما را به ايمان ارشاد خواهد كرد يا نه ) ، لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ ( يعنى من به شما نمىگويم كه « غيب » ارشاد شما به وسيلهء خدا نزد من است ) . مقاتل در همين معنى « آگاهى از آينده » لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ ( اعراف ، 188 ) محمّد را به « اگر مىدانستم غيب سود و زيان را كه كى روى خواهدداد » و همچنين لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ( سبأ ، 14 ) را « اگر [ جنّيان ] مىدانستند غيب مرگ سليمان را » ترجمه مىكند ، و با اين ترجمهء خود نشان مىدهد كه محتواى « غيب » واقعهء آينده است ، از حيث اينكه اين واقعه را آفريدگان نمىتوانند پيشگويى كنند و تنها خدا از آن آگاه‌است . ولى « واقعهء آينده » به معنى تامّ و تمام كلمه وقوع « ساعت » ( قيامت ) است كه قرآن ( اعراف ، 186 ) از آن چنين سخن مىگويد : يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي . به همين سبب است كه « غيب » به تمام معنى كلمه ، يعنى غيبى كه علم آن تماما در انحصار خداست ، « غيب ساعت » ( سبأ ، 3 ) است . مقاتل مىنويسد كافران مكّه از پيغمبر پرسيدند : « ساعت كى روى خواهد داد ؟ » آن‌گاه خدا آيهء وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ( نحل ، 77 ) را نازل فرمود كه « غيب » در آن « غيب ساعت » يا « غيب قيامت » است . باز آيهء 123 سورهء هود : وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ به اين معنى است كه « غيب فرا رسيدن عذاب از آن خداست . » و آيهء قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ( نمل ، 65 ) چنين معنى مىكند : « آنها كه در آسمانهايند ( يعنى فرشتگان ) و آنها كه در زمين‌اند ( يعنى آدميان ) از غيب ( يعنى قيامت ) يا به سخن ديگر از غيب ساعت آگاه نيستند . » در كنار اين آيات ، كه در آنها خدا ضمن آنكه امتياز علم به آينده را منحصرا به خود نسبت